در نظر داشتن مجموعه ای از نشانه های ظهور

همانطور که می دانید نشانه های فراوانی برای ظهور عنوان شده که هر یک به زمان، مکان، حادثه، فرد یا اشخاص متفاوتی بستگی دارد. در میان این نشانه ها برخی با همدیگر در ارتباطند و به نحوی در هم تنیده اند و برخی دیگر ارتباط خاصی با حوادث دیگر ندارند.

بنابراین نشانه های در هم تنیده که بیشتر نشانه های متصل به ظهور هستند، تشکیل یک «مجموعه ای از نشانه ها» می دهند که باید با در نظر داشتن تمامی آنها درباره به وقوع پیوستنشان اظهار نظر کرد.

از سوی دیگر باید توجه داشت که در این «مجموعه مرتبط با هم»، «ترتیب نشانه ها» نیز در خور توجه است. چرا که بنابر روایات ظهور این نشانه ها پی در پی و همانند یک رشته منظم یکی پس از دیگری اتفاق خواهد افتاد. (الغیبة للنعمانی، ص 262)

بنابراین اگر حادثه ای رخ داد که با گوشه ای از نشانه های ظهور تطبیق داشت اما در عین حال حوادث پیش بینی شده پیش از آن شکل نگرفته بود، نمی توان چنین حادثه ای را از نشانه های ظهور دانست.

از جمله آموزه های اهل بیت(علیهم السلام) این است که جز خداوند کسی وقت دقیق ظهور را نمی داند و دانستن زمان ظهور همچون علم به قیامت تنها محدود به علم الهی است. اگرچه اصل مساله ظهور حضرت ولی عصر(عج) و نشانه های نزدیک شدن آن، از مسایل قطعی و مسلم است، اما زمان دقیق آن برای ما روشن نیست و نباید تطبیق این نشانه ها منجر به تعیین وقت برای ظهور گردد.

در موضوع بحث ما هم این مساله باید رعایت شود. یعنی اگرچه حوادث کنونی مصر با گوشه کوچکی از نشانه های ظهور تطبیق دارد اما این برای نشانه بودن کافی نیست بلکه باید نشانه های دیگر ظهور که با کشورها و فرهنگ ها و اشخاص مختلف در ارتباط است نیز شکل بگیرد.

البته ناگفته نماند که در 50 ساله گذشته حوادث بسیاری در عالم رخ داده که برای تطبیق با نشانه های ظهور قابلیت فراوانی دارد. برای نمونه برخی از روایات نشانه های ظهور که مرتبط با ایران است، قابلیت فراوانی برای تطبیق با حوادث رخ داده در ایران معاصر را دارا است. همانند روایتی از امیر مومنان علیه السلام که آغاز نشانه های ظهور را از مشرق برمی شمرد (الغیبة للنعمانی، ص 30) و روایتی از امام کاظم علیه السلام که «قیام مردی از قم» به همراه «گروهی چون پاره های آهن» را پیش بینی کرده است و روایتی از امام صادق علیه السلام که مردم قم را آماده سازان قیام مهدوی و همراهان پابرجای حضرت برمی شمرد.(بحارالانوار، ج 57، ص 216)

امام زمان

بنابراین می توان گفت اگر حوادث مصر بر اساس مراحل هفت گانه ای که گفته شد شکل بگیرد و به همان ترتیب پیش رود، احتمال نشانه ظهور بودنش فراوان خواهد بود. چرا که حوادث دیگری همچون انقلاب اسلامی ایران می تواند تکمیل خوبی بر این پازل دقیق و حساس باشد.

البته نباید از کنار دیگر نشانه ها گذر کرد و به نشانه های مرتبط با کشورهای دیگر توجه لازم را معطوف نداشت. ما در اخبار ظهور نشانه هایی همچون «خبر مرگ خلیفه ای به نام عبدالله»، «قیام مردی یمانی» و حوادثی از این قبیل را داریم که مرتبط با دیگر کشورهای جهان اسلام است.

بنابراین هرگاه مجموعه ای از این حوادث به صورت منظم و هدفمند چنان در کنار یکدیگر شکل گرفت که تطبیق آن با نشانه های ظهور بسیار عادی جلوه داد، آنگاه می توان با اطمینان بیشتری سخن گفت و فرج را بسیار نزدیک و دست یافتنی پنداشت.

نتیجه این که حوادث کنونی عالم و بالاخص حوادث کنونی مصر، اگرچه با اندکی از نشانه های ابتدایی ظهور قابلیت تطبیق را دارد اما این حوادث هنوز به مرحله ای اطمینان آور نرسیده است و دعای بیشتری را از جانب ما می طلبد.

نباید از کنار دیگر نشانه ها گذر کرد و به نشانه های مرتبط با کشورهای دیگر توجه لازم را معطوف نداشت. ما در اخبار ظهور نشانه هایی همچون «خبر مرگ خلیفه ای به نام عبدالله»، «قیام مردی یمانی» و حوادثی از این قبیل را داریم که مرتبط با دیگر کشورهای جهان اسلام است

زیرا اولا روشن نیست که در پی حوادث کنونی مصر همان اتفاقات زنجیر واری که در روایات پیش بینی شده، در این کشور به وقوع بپیوندد و ثانیا وضعیت دیگر نشانه های ظهور نیز در حاله ای از ابهام قرار دارد.