طنز بی مزه

 

 

آرزوی یک خانم خوشگل

خانم زیبایی در مهمانی شـلوغی دسـت از سـر انشـتین بر نمیداشـت هر جاییکه میرفت همراه او بود و مرتب از او تعریف می کرد.اینشـتین سـر انجام مؤدبانه پرسـید.

ــ خانم ممکن اسـت بفرمائید با من چی کار دارید؟

ــ من آرزویی دارم که می خواهم شـما آنرا برآورده کنید.

و بازوی انشـتین را گرفت و به گوشـهء خلوتی برد و گفت:

ــ اقای انشـتین من دلم می خواهد از شـما بچه دار شـوم.

ــ ازمن ؟ برای چی؟

ــ برای اینکه فکر میکنم بچه ما اگر خوشـگلی را از من و هوش و نبوغ را از شما به ارث ببرد یک موجود استـثـنائی جهان خوا هد شـد.

 

 

 

 به یارو می گن با وطن جمله بساز می گه : من دیروز سر و تنم را شستم   می گن : خره وطن با طی دسته داره   می گه : اتفاقا ً منم با طی دسته دار خودم رو شستم

 

 

 

 


برید به ادامه

ادامه نوشته

یکی تو وبلاگ اومده و گفته ((جو کلاس خیلی سنگینه . بچه ها خیلی با هم سردند )) نمیدونم نظرتون در باره این چیه اما اگه میخواید جو کلاس گرم بشه باید بخاری رو روشن کنیم

موافقید

 

آمریکا تا سال 2025 میلادی از هم فرو پاشیده خواهد شد

 

2025 میلادی ، سال فروپاشي آمريكا

نوشته: آلفرد مك كوي1

يك ارزيابي واقع گرايانه تر از روند امور در عرصه داخلي و بين المللي نشان مي دهد در سال 2025 میلادی  يعني تنها 15سال ديگر ، دوران آمريكا به سر خواهد آمد. .. نخبگان و دانشمندان آمريكايي اين روزها ، روند بازنشستگي را طي مي كنند و كسي نيست كه جاي آنها را پر كند، چراكه آموزش و تحصيلات نسل جديد يك آموزش بيمار ، فاسد و مبتنی بر اومانیسم  بوده است.


اضمحلال آمريكا به عنوان يك قدرت جهاني شايد بسيار زودتر از آن زماني اتفاق بيفتد كه برخي كارشناسان تخمين زده اند. اگر واشنگتن سال 2040 يا 2050 را تاريخ انقضاي «قرن آمريكايي» مي داند، يك ارزيابي واقع گرايانه تر از روند امور در عرصه داخلي و بين المللي نشان مي دهد در سال 2025 يعني تنها 15سال ديگر دوران آمريكا به سر خواهد آمد.
علي رغم تشعشعات فراوان قدرت كه از اغلب امپراتوري ها ساطع مي شود، بررسي تاريخشان به ما مي آموزد كه آنها ارگانيسم هاي ضعيفي هستند. اكولوژي قدرتشان چنان ظريف است كه وقتي اوضاع وخيم مي شود، با سرعت بي مانندي پايان مي يابند: امپراتوري پرتغال در يك سال، اتحاد جماهير شوروي در 2سال، امپراتوري فرانسه در هشت سال، امپراتوري عثماني در 11سال، و امپراتوري بريتانيا در 17سال پس از آغاز افولشان نابود شدند؛ مي توان گفت كه اين بازه زماني براي ايالات متحده آمريكا نيز 22سال است و اين روند از سال 2003 آغاز شده است.
تاريخدان هاي آينده احتمالاً در بررسي هاي خود به اين نتيجه خواهند رسيد كه حمله دولت «جرج بوش» به عراق در سال 2003 آغاز سقوط آمريكا بود. با اين وجود، اگر خونريزي و شهرسوزي و قتل عام مردم فروپاشي بسياري از امپراتوري هاي گذشته را رقم زد، فروپاشي امپراتوري قرن 21 در نتيجه روند آرام و نامحسوس اضمحلال اقتصادي و جنگ مجازي خواهد بود.
اما شك نكنيد كه وقتي كه سلطه جهاني آمريكا پايان مي يابد، نوبت بررسي اين خواهد رسيد كه اين سقوط چه تأثير دردناكي روي زندگي روزمره مردم آمريكا دارد. همانطوريكه امپراتوري هاي اروپايي تجربه كرده اند، انحطاط امپراتوري اثر قابل توجهي روي جامعه دارد و ملموس ترين آن، ظهور يك نسل فقير و محروم است. وقتي اقتصاد از جوش و خروش بيفتد و سرد شود، دماي فضاي سياست بالا مي رود و تب ناآرامي هاي شديد داخلي بروز مي كند.
اسناد و اطلاعات موجود اقتصادي، آموزشي و نظامي نشان مي دهند كه از سال 2020 روند سقوط آمريكا سرعت قابل توجهي گرفته و در سال 2030 به يك نقطه بحراني خواهد رسيد. آن «قرن آمريكايي» كه در آغاز جنگ جهاني دوم به شكل پيروزمندانه اي از آن ياد مي شد، در سال 2025 يعني در هشتمين دهه خود، پايان خواهد يافت و در سال 2030 به عنوان يك پديده تاريخي بدان نگريسته خواهد شد.
شوراي اطلاعات ملي آمريكا سال 2008 به شكل معني داري و براي اولين بار اعتراف كرد كه قدرت جهاني آمريكا در يك سير نزولي قرار گرفته است. اين شورا در يكي از گزارش هاي خود كه باعنوان «گزارش دوره اي پيش بيني» (Periodic Futuristic Reports) منتشر مي شود، تصريح كرد كه «قدرت و ثروت اقتصادي جهان در مسير انتقال از غرب به شرق قرار گرفته است» آنهم «به شكلي كه در تاريخ مدرن سابقه ندارد». در اين گزارش سال 2050 به عنوان پايان آمريكا قيد شده است، اما مانند بسياري از ساكنان واشنگتن، تحليل گران شوراي اطلاعات ملي نيز يك سقوط بسيار نرم و آرام را براي سلطه جهاني آمريكا پيش بيني كرده و البته با خوشبيني تمام نوشتند كه آمريكا خواهد توانست تا حدي «توانايي هاي منحصر به فرد نظامي خود را براي دهه ها حفظ كند.»
براساس اسناد موجود، ايالات متحده آمريكا در حوزه نظامي نيز در سال 2026 بعد از چين و در سال 2050 بعد از هند قرار خواهد گرفت. به همين ترتيب، رشد چين به شكلي است كه در سال هاي 2020 تا 2030 به كشور برتر دنيا در عرصه علوم كاربردي و تكنولوژي نظامي تبديل خواهد شد و اين درحالي است كه نخبگان و دانشمندان آمريكايي اين روزها روند بازنشستگي را طي مي كنند و كسي نيست كه جاي آنها را پر كند، چراكه آموزش و تحصيلات نسل جديد يك آموزش بيمار بوده است.
اما در اين ميان، پرسش اين نيست كه آيا آمريكا به فروپاشي خواهد رسيد يا خير و يا به عبارت ديگر بايد اينگونه سؤال را مطرح كنيم كه اين فروپاشي به چه صورتي رخ خواهد داد.
امروزه سه خطر اساسي موقعيت آمريكا به عنوان اقتصاد برتر جهان را تهديد مي كند: اول، كاهش سهم واشنگتن در تجارت بين المللي؛ دوم، كاهش شديد نوآوري ها و اختراعات آمريكايي ها؛ و نهايتاً افول موقعيت دلار به عنوان ارز بين المللي.
در سال 2008 آمريكا به پله سوم در صادرات تجاري جهان سقوط كرد به طوريكه چين با سهم 12درصدي و اتحاديه اروپا با سهم 16درصدي، از واشنگتن با سهم 11درصد پيشي گرفتند. هيچ دليلي براي مطرح كردن ادعايي مبني بر بازگشت موقعيت آمريكا به حالت قبل وجود ندارد.
به همين ترتيب، روند اختراعات و اكتشافات آمريكايي ها نيز بسيار كمرنگ شده است. در سال 2008 آمريكا با 232هزار اختراع ثبت شده، در رتبه دوم جهان- بعد از ژاپن- قرار داشت. چين نيز كه بعد از سال2000 با رشد 400درصدي اين مسير را پيموده بود، 195هزار اختراع ثبت شده در كارنامه يك ساله خود داشت. حال به اين گزاره خبري دقت كنيد: در سال 2009 آمريكا در ميان 40كشور برتر دنيا در زمينه تكنولوژي اطلاعات و اختراعات قرار گرفت، اما نه اولين و دومين، كه چهلمين كشور!
به اين وضعيت اين حقيقت را اضافه كنيد كه نظام آموزش وپرورش آمريكا به عنوان پرورش دهنده دانشمندان و مخترعان آينده از رقباي خود عقب افتاده است. آمريكا پس از سال ها ركوردداري شمار فارغ التحصيلان جوان دانشگاهي (25 تا 34ساله)، در سال 2010 به پله دوازدهم سقوط كرد. سال 2010 مجمع اقتصاد جهاني از لحاظ كيفيت دانشگاه ها در رشته هاي رياضي و علوم تجربي در بين 139 كشور آمريكا را پنجاه و دومين كشور معرفي كرد.
نزديك به نيمي از دانشجويان تحصيلات تكميلي در آمريكا اتباع خارجي هستند كه اكثر آنها نيز به كشور خود باز خواهند گشت و حضورشان در ايالات متحده فقط يك بار است كه ماليات دهندگان به دوش مي كشند. تا سال 2025 آمريكا از لحاظ كمبود دانشمند و افراد مستعد با يك بحران مواجه خواهد بود.
اين آمار روندهاي منفي را نشان مي دهد كه باعث شده اند دلار ارزش خود را به عنوان ارز مطرح بين المللي از دست بدهد. «كنت راگف» اقتصاددان سابق صندوق بين المللي پول مي گويد: «كشورهاي جهان ديگر اين ايده را قبول ندارند كه آمريكا بهترين سياست اقتصادي را در پيش گرفته است». اواسط سال 2009 وقتي كه بانك هاي مركزي جهان رقم نجومي 4000 ميليارد دلار را در خود ذخيره داشتند، «ديميتري مدودف» رئيس جمهور روسيه اصرار داشت «وقت آن رسيده است كه به اين سيستم مصنوعي تك قطبي كه بر پايه يك ارز سابقا قدرتمند شكل گرفته، پايان داده شود». همزمان چين نيز پيشنهاد داد كه در آينده يك ارز ذخيره جهاني مستقل از ارز كشورها ايجاد شود.
پس از سال ها تورم، كسري هاي پي درپي و جنگ در سرزمين هاي دور، در سال 2020 نهايتاً دلار موقعيت خاص خود به عنوان ارز ذخيره جهان را از دست خواهد داد. در اين صورت، ناگهان، هزينه واردات افزايش خواهد يافت. واشنگتن در حالي كه از جبران كسري بودجه شديد خود با متوسل شدن به فروش دلار ناتوان است، مجبور مي شود از هزينه هاي نظامي خود بكاهد. تحت فشار داخلي و خارجي، آمريكا آرام آرام نيروهاي خود را از صدها پايگاه خارجي باز مي گرداند. اما دريغ كه اين اقدام ديرهنگام خواهد بود.
چين، هند، ايران، روسيه و ديگر قدرت هاي جهاني و منطقه اي از اين فرصت به وجود آمده نهايت بهره را براي به چالش كشيدن تسلط آمريكا بر اقيانوس ها، فضاي ماوراي جو و نيز فضاي مجازي خواهند برد. در اين ميان قيمت ها نيز سر به فلك مي كشند، نرخ بيكاري روي پله صعود رفته، ميزان دستمزدها رو به كاهش گذاشته، و شكاف هاي داخلي تبديل به درگيري هاي خشونت آميز مي شوند. يك وطن پرست راست گرا و افراطي هم، با موج سواري روي نااميدي ها به رياست جمهوري دست مي يابد و خواهان بازيابي اقتدار آمريكا شده و ديگران را تهديد به انتقام نظامي يا سركوب اقتصادي مي كند. اما در روزي كه قرن آمريكايي در سكوت مرگباري پايان مي يابد، جهان هيچ اهميتي به اين شاخ و شانه كشيدن ها نمي دهد.
يكي از تلفات اقتصاد در حال احتزار آمريكا، قفلي بود كه روي منابع نفتي جهان خورد چين به سرعت از آمريكا سبقت گرفت و در تابستان 2010 تبديل به بزرگترين مصرف كننده انرژي دنيا شد، موقعيتي كه ايالات متحده آمريكا يك سال در انحصار خود داشت. به عقيده «مايكل كلير» كارشناس اقتصادي اين تغيير نشان دهنده آن است كه «چين سرعت شكل گيري آينده جهان را تعيين مي كند».
در سال 2050 ايران و روسيه كنترل نيمي از ذخاير گازي جهان را به دست خواهند گرفت، كه به طور بالقوه به آنها قدرت نفوذ خارق العاده اي بر حوزه انرژي اروپا خواهد داد. اگر نفت را هم به اين معادله اضافه كنيم، همانطوريكه شوراي اطلاعات ملي هشدار داده، اين دو كشور يعني ايران و روسيه به پادشاهان انرژي دنيا تبديل خواهند شد.
نكته اي كه بر پيچيدگي ماجرا مي افزايد اينكه هند و چين رفته رفته به مصرف كنندگان بزرگ انرژي تبديل مي شوند. حتي اگر منابع سوخت فسيلي دست نخورده باقي بمانند (كه نمي مانند)، تقاضا و به تبع آن قيمت انرژي نيز سر به فلك خواهد كشيد. ديگر كشورهاي صنعتي شديداً به دنبال اين هستند كه منابع جديد انرژي براي خود دست و پا كنند. اما آمريكا در اين ميان بسيار كم كار و كند است. در عوض، اين كشور طي سه دهه اخير وابستگي خود به نفت وارداتي را دو برابر كرده است. طي سال هاي 1973 تا 2007 سهم نفت وارداتي در انرژي مصرفي آمريكا از 36 درصد به 66 درصد رسيده است.
وابستگي آمريكا به نفت وارداتي به قدري است كه چند تحول نامطلوب در بازار جهاني براي به وجود آمدن يك شوك نفتي كافي است. در مقايسه با چنان وضعيتي، شوك نفتي 1973 كه قيمت ها را در عرض چند ماه چهار برابر كرد، به يك شوخي شبيه خواهد بود.
وزيران خارجه كشورهاي عضو اوپك، در حالي كه از ارزش در حال سقوط دلار به شدت عصباني اند، طي جلسه اي خواهان دريافت هزينه نفت به ين، يوآن و يورو خواهند شد. اين وضعيت تنها نتيجه اش براي آمريكا افزايش هزينه واردات نفت خواهد بود. در اين ميان، چين ميلياردها براي استقرار لوله هاي انتقال نفت عربستان به خاك خود هزينه خواهد كرد و در ايران نيز در بزرگترين ميدان گازي جهان يعني پارس جنوبي در خليج فارس، سرمايه گذاري خواهد كرد.
نهايتاً اينكه يك شوك نفتي عظيم چونان گردبادي در پي خواهد آمد و قيمت ها را به آسمان خواهد فرستاد تا اقتصاد آمريكا فلج شود. در عرض چند سال آمريكا عملا ورشكست خواهد شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- استاد تاريخ دانشگاه ويسكانسين ماديسون آمريكا . منبع سایت جنگ نرم ،

 

 

 

 

سزگرمی

 
سرگرمی
  ستاره شناسی                              خوشبخت هستی؟
 احساسی هستید یا منطقی              میزان محبوب شما
فال به سبک ایتالیایی                         فال ولنتاین                          امضاءشناسی                                   تست سلامت روح
طالع بینی خواب ها                            معنی رنگ گل ها                      خودشناسی برای ازدواج بهتر               سلامت روان دارید؟
فال بازی خیال                                   طالع بینی خواب                               تست اضطراب                                   آیا انسان راستگویی هستی؟

 چقدر فضولی                                   تست شخصیت شناسی

فال موفقیت                                      چه رنگی هستید                             تست میزان جسارت                           آیا از استرس رنج می بری؟
فال مد                                             چقدر خرافی هستی                        تست تشخیص وسواس




ادامه نوشته

عکس های بنا های تاریخی ایران

یکی از میراث های گرانبهای کشورمون بنا های تاریخی اونه واقعا باید سعی کنیم از اون بخوبی مراقبت کنیم

ادامه نوشته

جوان عزیز

 

جوانان عزیز ! امنیت  مطلوب موجود در جامعه حاصل فداکاری و از خود گذشتگی رزمندگان و شهدا از اول انقلاب ، در صحنه های جهاد و دفاع مقدس ، شهدای صحنه های ترور و غیره بوده است ، ارزش های اسلام و انقلاب را فراموش نکنیم . مدگرایی ، مصرف گرایی ، لذت های زود گذر ، چسبیدن به دنیا ، چشم و هم چشمی های مضر ، رسیدگی به مدل های لباس و مو ، تنبلی و ناز پروردگی ، شکر نکردن خداوند متعال ، فراموشی نعمتهای موجود ، ناسپاسی ، مشغول شدن افراطی به چت ، شبکه های ماهواره ای بیگانه ، اس ام اس بازی و غیره از آفت های رایج در میان برخی نوجوانان و جوانان است . عدم توجه به حجاب و عفاف  و وجود نماد های موجود در خیابانها و معابر عمومی ، دهن کجی به هنجارها محسوب می شود ، وجود نمادهایی مانند بد حجابی ، مدگرایی ، رفتار های ناشایست متظاهر و غیره ، باب میل دشمنان است ، مراقب باشیم  ...

عکس شهید

 

عکس رزمنده

واکنون دشمن با خیال خام خود می خواهد با انفجارهای تروریستی در مساجد و مراسم عزاداری ، روحیه مردم را تضعیف کند :

عکس عملیات انتحاری

 

عکس انفجار

...................................

وجود  صحنه هایی مانند زیر در خیابان ها و معابر عمومی شهر های بزرگ برای دوستداران نظام مقدس اسلامی ُ جای سئوال دارد!

دختران خیابانی

 

 

 

 

گیاه آزولا و کاربرد های آن

http://acuaestanques.blogspot.es/img/azolla.jpg
ادامه نوشته

حسین

شـادم از اینکـه گـویم ارباب من حسین است

وقـت نمـاز عشـقـم ، محراب من حسین است

با  اینکه  بـد  غلامم  ،  چون  او  بود  امامم

بی تاب او منم من ، بی تـاب من حسین است

در  بـیـن  مـیـهـمـانـی  ،  هـنگـام  مـیـزبـانـی

در شـادی و عـزاهـا  ،  آداب من حسین است

باغ  و  بهار  و  ابرم  ،  اوج  قرار  و  صبرم

در شـام تـار  قبرم  ،  مهـتـاب من حسین است

در  خـانه ی  مـماتـم  ،  آیـنـد  چـون  نکـیـریـن

پرسند  اگر  ز  دینـم ، جواب  من  حسین  است

ذکـری  به  غیر  ارباب  بـر  لـب  نیاورم  هـیـچ

پرسند  اگر  ز  قرآن ، قرآن  من  حسین  است

خیزم  اگـر  بـه  مـحـشـر  ،  نـزد  خـدای  اکـبـر

در  حـال  استغاثه  ، خـطـابِ  من  حسین  است

هـر  کـس  دری  بـه  جنّت  ،  دارد  برای  رفتن

باب الحسین اگر هست پس باب من حسین است

جانِ  کلام  و  حرفم  ،  شه  بی  زیاد  و  بی  کم

شــادم از ایـنـکـه گـویـم اربـاب من حسین است

مدیریت منابع آب در برزیل

مدیریت منابع آب در برزیل

ادامه نوشته

دیه پیر زن (طنز)

ادامه
ادامه نوشته

روش اندازه گیری میزان رطوبت خاک

روش اندازه گیری میزان رطوبت خاک

ادامه نوشته

علت خزان شدن برگها

Moss-covered log in the fall. Allagash Wilderness Waterway, Maine, New England, USA
ادامه نوشته

کشاورزی دقیق

کشاورزى دقیق، تکنولوژى نوین در مدیریت مزرعه

 

بى شک مساله غذا و امنیت غذایى یکى از اساسى ترین و مهمترین چالش هاى عصر حاضر و آینده است. افزایش جمعیت جهان از یکسو و استفاده از حداکثر وسعت زمینهاى قابل کشت، مسیر حرکت بشر را از تلاش در جهت افزایش سطح زیر کشت به سمت افزایش عملکرد در واحد سطح سوق داده است. و لذا متخصصین علوم کشاورزى سالهاست که دو موضوع «به زراعى» و «به نژادى» را به عنوان استراتژى هاى اصلى و کلى جهت تامین آینده غذایى بشر برگزیده اند.
بى شک مساله غذا و امنیت غذایى یکى از اساسى ترین و مهمترین چالش هاى عصر حاضر و آینده است. افزایش جمعیت جهان از یکسو و استفاده از حداکثر وسعت زمینهاى قابل کشت، مسیر حرکت بشر را از تلاش در جهت افزایش سطح زیر کشت به سمت افزایش عملکرد در واحد سطح سوق داده است. و لذا متخصصین علوم کشاورزى سالهاست که دو موضوع «به زراعى» و «به نژادى» را به عنوان استراتژى هاى اصلى و کلى جهت تامین آینده غذایى بشر برگزیده اند. در این راستا متخصصین اصلاح نباتات به سمت تولید ارقام اصلاح شده و پرمحصول، دانشمندان علوم ژنتیک و بیوتکنولوژى کشاورزى به سمت دستکاریهاى ژنى گیاهان و متخصصین علوم زراعى نیز به سمت اصلاح سیستمهاى زراعى موجود و ابداع سیستمهاى نوین مدیریت مزرعه روى آورده اند. در این میان مساله کمبود آب و حساسیت هاى قابل درکى که در سالیان اخیر در قبال موضوع حفظ محیط زیست و حفظ منابع انرژى ایجاد شده است و نظر به اینکه سیستمهاى سنتى کشاورزى با مدیریت غلط آب و از طرفى مصرف بى رویه کودها، علفکشها و آفت کشهاى شیمیایى از مهمترین منابع آلودگى محیط زیست بوده است. لذا متخصصین علوم زراعى در سالیان اخیر بدنبال شیوه هاى نوینى در مدیریت مزرعه بوده اند که علاوه بر بهینه سازى مصرف نهاده ها، عملکرد را نیز افزایش داده و در نهایت بازده اقتصادى تولید را بالا ببرد. در جهت چنین هدفى بود که از اوایل دهه اخیر موضوع کشاورزى دقیق مطرح شده است. بدیهى است در سطح یک مزرعه هر چند کوچک با متغیرهاى مختلفى مواجه هستیم. تفاوت ویژگى هاى خاک قسمتهاى مختلف مزرعه از یک سو و نیازهاى تفاوت گیاهان بخشهاى مختلف مزرعه از دیگر سو و نیز سایر عوامل متغیر در سطح مزرعه نیازمند اعمال مدیریت متغیر و متناسب با هر قسمت از مزرعه مى باشد که نیاز به چنین مدیریت متغیرى فلسفه اصلى پیدایش سیستم کشاورزى دقیق بوده است. کشاورزى دقیق که گاهى آن را کشاورزى «خاص مکانى» نیز مى نامند، یک نوع نگرش جدید در مدیریت مزرعه است. به عبارتى ساده تر، کشاورزى دقیق سیستمى است که تولیدکنندگان کشاورزى مى توانند بوسیله آن تغییرات3 و غیریکنواختى هاى داخل مزرعه را شناسایى کرده و سپس با مدیریت این تغییرات در جهت افزایش محصولات زراعى و افزایش بهره ورى گام بردارند. به بیان دیگر کشاورزى دقیق یک استراتژى مدیریتى است که جزئیات و اطلاعات مربوط به هر قسمت از مزرعه را به کار گرفته و مدیریت دقیقى بر نهاده ها اعمال مى کند. در این نوع سیستم اطلاعات ویژه نوع خاک و کیفیت تولید هر قسمت کوچک از مزرعه جمع آورى شده و مقدار نهاده متناسب با آن قسمت بصورت بهینه بکار برده مى شود. فلسفه اى که کشاورزى دقیق بر آن استوار است این است که براى افزایش بازده اقتصادى و کاهش آلودگى محیط زیست، نهاده هاى کشاورزى و مواد شیمیایى مصرفى همچون کودهاى شیمیایى، آفت کشها و علف کشها دقیقا به همان میزان مورد نیاز هر بخش کوچک از مزرعه بکار برده شود، نه بیشتر و نه کمتر. على رغم اینکه در نگاه اول کاربرد کشاورزى دقیق مدیریت پیچیده اى را مى طلبد و از طرفى توجیه اقتصادى چنین سیستمى با تردیدهایى مواجه است اما بنظر مى رسد با توجه به چالشهاى عمده اى که جهان امروز در زمینه آب، غذا، آلودگى محیط زیست و منابع انرژى با آنها مواجه است، نسلهاى آینده ناگزیر به روى آوردن به چنین شیوه هایى خواهند بود. هر چند که در حال حاضر نیز این نوع سیستم مدیریت مزرعه در کشورهاى پیشرفته بویژه آمریکا در حال تبدیل به سیستم رایج کشاورزى مى باشد. سهولت دسترسى به ابزارها و تکنولوژى پیشرفته در این کشورها و همچنین سطح وسیع اغلب مزارع از دیگر عوامل روى آوردن این کشورها به این نوع سیستم کشاورزى مى باشد. از طرف دیگر حساسیتهایى که در کشورهاى توسعه یافته نسبت به خطرات زیست محیطى و بیولوژیکى محصولات کشاورزى حاصل از دستکارى هاى ژنتیکى ایجاد شده است کشاورزان این کشورها را به استفاده از سیستم هاى به زراعى جهت افزایش عملکرد در واحد سطح راغب تر مى کند. البته بدیهى است چنین سیستم مدیریتى با توجه به تکنولوژى و ابزار پیشرفته اى که مى طلبد بیشتر در مزارع وسیع قابل اجرا و داراى توجیه اقتصادى خواهد بود. و بنظر مى رسد بر خلاف کشورهاى پیشرفته که توجه ویژه اى به این نوع سیستم کشاورزى نشان داده اند، کشورهاى در حال توسعه و توسعه نیافته همچنان استفاده از ارقام اصلاح شده و در برخى موارد محصولات بیوتکنولوژى را بر استفاده از چنین شیوه هایى ترجیح دهند. هر چند عصر آینده ملزومات دیگرى را مى طلبد.

منبع : شبکه علمى کشاورزى و منابع طبیعى ایران

علائم ظهور

 در نظر داشتن مجموعه ای از نشانه های ظهور

همانطور که می دانید نشانه های فراوانی برای ظهور عنوان شده که هر یک به زمان، مکان، حادثه، فرد یا اشخاص متفاوتی بستگی دارد. در میان این نشانه ها برخی با همدیگر در ارتباطند و به نحوی در هم تنیده اند و برخی دیگر ارتباط خاصی با حوادث دیگر ندارند.

بنابراین نشانه های در هم تنیده که بیشتر نشانه های متصل به ظهور هستند، تشکیل یک «مجموعه ای از نشانه ها» می دهند که باید با در نظر داشتن تمامی آنها درباره به وقوع پیوستنشان اظهار نظر کرد.

از سوی دیگر باید توجه داشت که در این «مجموعه مرتبط با هم»، «ترتیب نشانه ها» نیز در خور توجه است. چرا که بنابر روایات ظهور این نشانه ها پی در پی و همانند یک رشته منظم یکی پس از دیگری اتفاق خواهد افتاد. (الغیبة للنعمانی، ص 262)

بنابراین اگر حادثه ای رخ داد که با گوشه ای از نشانه های ظهور تطبیق داشت اما در عین حال حوادث پیش بینی شده پیش از آن شکل نگرفته بود، نمی توان چنین حادثه ای را از نشانه های ظهور دانست.

از جمله آموزه های اهل بیت(علیهم السلام) این است که جز خداوند کسی وقت دقیق ظهور را نمی داند و دانستن زمان ظهور همچون علم به قیامت تنها محدود به علم الهی است. اگرچه اصل مساله ظهور حضرت ولی عصر(عج) و نشانه های نزدیک شدن آن، از مسایل قطعی و مسلم است، اما زمان دقیق آن برای ما روشن نیست و نباید تطبیق این نشانه ها منجر به تعیین وقت برای ظهور گردد.

در موضوع بحث ما هم این مساله باید رعایت شود. یعنی اگرچه حوادث کنونی مصر با گوشه کوچکی از نشانه های ظهور تطبیق دارد اما این برای نشانه بودن کافی نیست بلکه باید نشانه های دیگر ظهور که با کشورها و فرهنگ ها و اشخاص مختلف در ارتباط است نیز شکل بگیرد.

البته ناگفته نماند که در 50 ساله گذشته حوادث بسیاری در عالم رخ داده که برای تطبیق با نشانه های ظهور قابلیت فراوانی دارد. برای نمونه برخی از روایات نشانه های ظهور که مرتبط با ایران است، قابلیت فراوانی برای تطبیق با حوادث رخ داده در ایران معاصر را دارا است. همانند روایتی از امیر مومنان علیه السلام که آغاز نشانه های ظهور را از مشرق برمی شمرد (الغیبة للنعمانی، ص 30) و روایتی از امام کاظم علیه السلام که «قیام مردی از قم» به همراه «گروهی چون پاره های آهن» را پیش بینی کرده است و روایتی از امام صادق علیه السلام که مردم قم را آماده سازان قیام مهدوی و همراهان پابرجای حضرت برمی شمرد.(بحارالانوار، ج 57، ص 216)

امام زمان

بنابراین می توان گفت اگر حوادث مصر بر اساس مراحل هفت گانه ای که گفته شد شکل بگیرد و به همان ترتیب پیش رود، احتمال نشانه ظهور بودنش فراوان خواهد بود. چرا که حوادث دیگری همچون انقلاب اسلامی ایران می تواند تکمیل خوبی بر این پازل دقیق و حساس باشد.

البته نباید از کنار دیگر نشانه ها گذر کرد و به نشانه های مرتبط با کشورهای دیگر توجه لازم را معطوف نداشت. ما در اخبار ظهور نشانه هایی همچون «خبر مرگ خلیفه ای به نام عبدالله»، «قیام مردی یمانی» و حوادثی از این قبیل را داریم که مرتبط با دیگر کشورهای جهان اسلام است.

بنابراین هرگاه مجموعه ای از این حوادث به صورت منظم و هدفمند چنان در کنار یکدیگر شکل گرفت که تطبیق آن با نشانه های ظهور بسیار عادی جلوه داد، آنگاه می توان با اطمینان بیشتری سخن گفت و فرج را بسیار نزدیک و دست یافتنی پنداشت.

نتیجه این که حوادث کنونی عالم و بالاخص حوادث کنونی مصر، اگرچه با اندکی از نشانه های ابتدایی ظهور قابلیت تطبیق را دارد اما این حوادث هنوز به مرحله ای اطمینان آور نرسیده است و دعای بیشتری را از جانب ما می طلبد.

نباید از کنار دیگر نشانه ها گذر کرد و به نشانه های مرتبط با کشورهای دیگر توجه لازم را معطوف نداشت. ما در اخبار ظهور نشانه هایی همچون «خبر مرگ خلیفه ای به نام عبدالله»، «قیام مردی یمانی» و حوادثی از این قبیل را داریم که مرتبط با دیگر کشورهای جهان اسلام است

زیرا اولا روشن نیست که در پی حوادث کنونی مصر همان اتفاقات زنجیر واری که در روایات پیش بینی شده، در این کشور به وقوع بپیوندد و ثانیا وضعیت دیگر نشانه های ظهور نیز در حاله ای از ابهام قرار دارد.

 

تعرق

خروج آب از
قسمتهای هوایی گیاه به صورت بخار آب تعرق نامیده می‌شود. اما تعرق انواع
مختلف دارد. برگ اندام اصلی و عمده تعرق است و قسمت اعظم تعرق از میان
روزنه‌های آن انجام می‌شود، لذا این نوع تعرق را تعرق روزنه‌ای می‌نامند.
مقدار کمی بخار آب از برگها و ساقه‌ها بوسیله تبخیر مستقیم از طریق
یاخته‌های اپیدرمی و از میان کوتیکول خیلی نازک آنها خارج می‌شود که این
پدیده را تعرق کوتیکولی می‌گویند. مقدار آبی که از طریق روزنه خارج
می‌شود، خیلی زیاد است. همچنین خروج بخار آب می‌تواند از طریق عدسکهای
ساقه‌های چوبی یا عدسکهای میوه انجام شود که تعرق عدسکی نامیده می‌شود.

نقش تعرق در جذب آب از ریشه
تعرق
باعث می‌شود که پتانسیل آب برگ به پتانسیل آب ریشه کاهش یابد. حوالی ظهر
اختلاف پتانسیل آب ‌برگ نسبت به ریشه به بیشترین مقدار خود می‌رسد. در این
هنگام سرعت و شدت جذب آب توسط ریشه نیز بیشترین مقدار را دارا است. اگر
منحنی تعرق و منحنی جذب آب در ساعات مختلف شبانه روز را با هم مقایسه کنیم
خواهیم دید که تغییرات هماهنگی را نشان می‌دهد. یعنی هر چقدر تعرق بالاتر
باشد به همان اندازه هم شدت جذب آب نیز بالاتر است. زمانی که تعرق صورت
می‌گیرد، پتانسیل آب ریشه منفی تر از خاک است و پتانسیل برگ منفی‌ تر از
ریشه و پتانسیل جو منفی تر از برگ است.

در نتیجه جریان آبی از
خاک به طرف اتمسفر ، از طریق گیاه برقرار می‌شود که باعث انتقال مواد
محلول مورد نیاز گیاه همراه با صعود آب می‌شود. هر گاه پتانسیل آب جو
افزایش یابد و جو از آب اشباع شود، جذب آب توسط سیستم ریشه‌ای و انتقال
شیره خام در آوندهای چوبی به حداقل رسیده و یا متوقف می‌شود. در موقع شب
نیز که روزنه‌ها بسته‌اند، تعرق به حداقل می‌رسد و انتقال شیره خام نیز
تقریبا متوقف می‌شود. تعرق در واقع باعث ایجاد یک فشار منفی می‌شود که
می‌تواند صعود شیره خام را حتی تا ارتفاع بیش از 100 متر در درخت غول موجب
شود.

مکانیسم تعرق در برگها
واکوئلهای
تمام یاخته‌های زنده برگ پر از آب هستند. همچنین پروتوپلاسم و دیواره
یاخته نیز از آب اشباع است. آب از راه آوندهای چوبی رگبرگها به برگ
می‌رسد. آب دیواره‌های مرطوب یاخته‌های بخار شده به جو درونی فضاهای بین
یاخته‌ای وارد می‌شود. این حالت ممکن است از هر سطحی که مرطوب باشد، به جو
پیرامون رخ دهد. فضاهای بین یاخته‌ای شبکه ، ارتباطی درونی با ساختار بعدی
برگ ایجاد می‌کند که بوسیله بخار آب اشباع می‌شوند و یاخته آخری بخار آب
را در هوایی که کمتر اشباع شده ، پخش می‌کند. تعرق روزنه‌ای از طریق تبخیر
سطحی دیواره‌های یاخته‌ای که در محدوده فضاهای بین یاخته‌ای قرار دارند و
همچنین از بخار آبی که از فضاهای بین یاخته‌ای از طریق روزنه وارد می‌شود،
انجام می‌گردد.

اهمیت تعرق
نیروی مکشی ایجاب شده در صعود شیره خام کمک می‌نماید.
با تاثیر بر روی فشار انتشار ، بطور غیر مستقیم پدیده انتشار در یاخته‌ها را کمک می‌کند
در جذب آب و مواد کانی توسط ریشه‌ها موثر است.
در تبخیر آب اضافی کمک می‌کند.
نقش مهمی در انتقال مواد غذایی از قسمتی به قسمت دیگر گیاه دارد.
دمای مناسب جهت برگها را حفظ می‌کند.
با تاثیر بر باز و بسته شدن روزنه‌ها ، بطور غیر مستقیم در فتوسنتز و تنفس اثر می‌کند.
در پراکندگی انرژی اضافی دریافت شده از خورشید توسط گیاهان موثر است.
عوامل موثر بر تعرق
رطوبت نسبی
هر
قدر رطوبت نسبی جو بیشتر با‌شد، میزان تعرق کمتر خواهد بود. زیرا پتانسیل
آب جو در این حالت افزایش می‌یابد. اگر رطوبت نسبی جو به حالت اشباع برسد،
تعرق متوقف می‌شود. رطوبت نسبی جو به شدت از دمای محیط متاثر است.

دما
دما
علاوه بر اثری که روی رطوبت نسبی دارد در شرایط طبیعی افزایش دما تا 25-30
درجه سانتیگراد باعث افزایش شدت تعرق شده و از این درجه به بعد باعث کاهش
تعرق می‌شود. علت این پدیده آن است که افزایش دما تا 30 درجه سانتیگراد در
بعضی از گونه‌ها مانند پنبه ، توتون و قهوه باعث باز شدن روزنه‌ها و پس از
آن باعث بسته شدن روزنه‌ها می‌شود. در شمعدانی حتی در 35 درجه سانتیگراد
نیز روزنه باز باقی مانده ، در نتیجه تعرق ادامه می‌یابد.

باد و جریان هوا
باد
باعث تجدید هوا در مجاورت بافتها شده و شدت تعرق را افزایش می‌دهد. ولی
شدید بودن آن باعث بسته شدن روزنه‌ها و کاهش تعرق می‌شود. از طرف دیگر باد
با به حرکت در آوردن برگها ، خروج بخار آب از برگها را آسان می‌کند.

روشنایی
در
بسیاری از گیاهان شدت تعرق در تاریکی تقریبا صفر است و روشنایی باعث
افزایش شدت تعرق می شود. علت آن باز شدن روزنه‌ها در روشنایی است. زیرا
نزدیک به 99% تعرق از طریق روزنه‌ها صورت می‌گیرد. در بعضی از گیاهان
مانند گیاهان گوشتی (تیره کاکتوس) روزنه‌ها در روز بسته و در شب بازند. به
همین دلیل میزان تعرق این گیاهان در شب بیشتر از روز است.

عوامل ساختاری
سطح اندام هوایی :
سطح
اندام ، بویژه برگها در تعرق اهمیت فوق العاده دارد. ریزش برگها هنگام
پاییز و زمستان در درختان خزان شونده مناطق معتدل و به هنگام تابستان در
گیاهان مناطق نیمه خشک ، بطور قابل ملاحظه‌ای از شدت تعرق می‌کاهد. همچنین
وجود خار یا برگهای بسیار کاهش یافته در گیاهان مناطق خشک موجب کاهش شدت
تعرق می‌شود.