تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد. سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد. اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود. از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد………… فریاد زد: “خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟ ” چند روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟ آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.

وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن (همون حربه شیطان که گفتم قبلا ) آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم ………. چون در میان درد و رنج، دست خدا در کار زندگی مان است.

پس به یاد داشته باش، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند…برای امتحان هم که باشه میتونید به دفتر زندگی تون مراجعه کنید و ببینید که چه جاهایی اتفاقاتی افتاده که شما نقشی در اون نداشتید اما واقعا به سود شما تموم شده … مثلا یکی از دوستان من تمایل به ازدواج با آقایی داشت که بسیار به هم وابسته بودند اما به هر دری می زدند نمی شد چه دعا ها و چه نذر ها و….اما دخترک ازدواج کرد و پس از یک سال که از ازدواجش با شخص دیگری گذشت خبر دار شد محبوب قبلی در حادثه ای جان سپرده….بعد این دوستمون با زبون خودش می گفت که چقدر خوب شد که با او ازدواج نکردم من الان زندگی خوبی دارم اما اگر با او بودم الان فردی افسرده بودم و.. از این قبیل داستانها فراوانند و این متن هدفی جز این نداشت که اگه زانوی غم بغل گرفتید بشکنید حصار این غم رو به آغوش خداوند بپرید و ازش بخواهید که واقعا همیشه بیادمون باشه وودستمون رو بگیره… سرآمد این متن هم یه بیت شعر که توصیه میکنم بنویسیدش و بزنید به اتاقتون تا بیاد داشته باشید هرچیزی که ما میخواهیم ما رو به هدف نمی رسونه ….

بس دعا ها کان زیان است و هلاک وز کرم می نشنود یزدان پاک